دقايق بارانی

درگوشه خیس خیابان می نشینم

ومی شمارم تک تک دقایقی را که به امید بارش

عشقت برکویرخشک دلم

سپری کردم وچه کودکانه بدان امید روزگار خوش جوانیم

به دست خزان عمر سپردم

000000

000000

عشق را درون قایق کاغذی آرزوهایم می گذارم

وبه جوی آب سیاه روزگار می سپارم

ومی خندم به حال کودکی که همچون من

 این  قایق کاغذی را باعشق درونش بردارد

وسپری کند لحظه ها وروزهایش رابه امید آن

00000

نازنین ترینم

روزها رابرایت شاد شاد

وشادی رابرایت دنیا دنیا آرزومندم

وآرزو می کنم  حتی  لحظه ای

به درد بی درمان عشق مبتلا نشوی .

تاهمیشه دنیا دوستت دارم

*****************************************

دوستان عزیز سلام

بالاخره عمه شدم

یک دخرکوچولو وسفید وخوشگل

اسمش رو هم گذاشتیم باران

(اسم وبلاگ عمه جونش )

ایشااله خداهمه تونو به آرزوهای قشنگتون برسونه .

                                            همه تونو دوست دارم

+نوشته شده در پنجشنبه ٦ تیر ،۱۳۸٧ساعت۱٢:۱٩ ‎ب.ظتوسط باران | نظرات ()